♥♥ یاس کبود ♥♥

گل یاسم تویی نغمه ی سازم تویی *** توی گلدون دل محرم رازم تویی

♥♥ یاس کبود ♥♥

hamid
♥♥ یاس کبود ♥♥ گل یاسم تویی نغمه ی سازم تویی *** توی گلدون دل محرم رازم تویی

دیدن تو

 

 

 

دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز!

هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود!

آخرین باری که شمردمشان

تنها یک دلیل برایم مانده بود...!

آنهــــــــــم دیدن تو بود !!

 



تاريخ : جمعه نهم مرداد ۱۳۹۴ | 18:50 | نویسنده : hamid |

رویای دنباله دار

 

 

 

 

گاهی زل می زنم به یک رویای دنباله دار،
که شبیه توست
چه نفـس عمیقی می کشد دلم...
در آغوش خاطراتت؛
باور کنی یا نه
حسِّ دوسـت داشتنت خـیـلـی زیباست...

 



تاريخ : دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ | 11:25 | نویسنده : hamid |

کسی رو دوست بدار

 

 

 

کسی رو دوست بدار که "دوستت دارد"، حتی اگر غلام درگاهت باشد

و دست بکش از دوست داشتن کسی که "دوستت ندارد"، حتی اگر سلطان قلبت باشد...

فراموش نکن که "زمان" آدم وفادار رو مشخص می کنه نه "زبان"...

دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست، ولی برای ماهی زندگیست...

برای کسی که دوستت دارد "زندگی" باش نه "تفریح"

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۴ | 20:57 | نویسنده : hamid |

احساسات




 


کاش برای نوشتن احساسات

الفبایی بود

آنگاه دیگر برای نوشتنش

این همه سردرگمی و پریشانی نبود...

راستی چگونه بنویسم احساسات ظریف را

در تکه ای کاغذ؟؟؟

چقدر این کار سخت است...

از یکی امید نفس داشتم

با او شوق پروازی داشتم

می گفتم همیشه به او این جمله ها

" می خواهمت یعنی بدون تو

این زندگی گم کرده ای دارد

به نام آن که می پرستی قسم

تا بی نهایت دوستت دارم..."

اما مرا محکوم به سنگسار کرد

به چه جرمی؟؟؟

به خاطر سادگی احساساتم

که باورش کردند

اما من اندکی از یادش را

پنهان کرده بودم در دلم

برای روز مبادا...

اما حالا به آن یاد اندک در دلم

هیچ نیازی ندارم

من منتظر خورشید بودم

که آمد سمتم

و طلوع کرد در این زندگی...

رنگ احساسات مرا می دانی؟

رنگ احساساتم آبی است

مثل آب است مثل چشمه مثل رود...

احساس می کنم

احساسم به تو یک حس نوست

احساس می کنم

احساس کرده ای احساس من

وای چه احساس قشنگی ست

دست تو در دست من

واسه تو شعر نوشتن

در کنار تو مردن

وای چه احساس قشنگی ست

که فقط مال من باشی

می دونی چی نوشتم روی قلبم؟؟؟

همه امید منی تو

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ | 12:58 | نویسنده : hamid |

عزیزان من

 

 

نازنین در اولین روز تولدش در ۱۶ تیر امسال

 

 


 

 

غزاله و نازنین خواهرزاده های من

 

 

 

 

 

امیرعلی جونی یک روز در مدرسه

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ | 23:55 | نویسنده : hamid |

یک روز برفی


 

 

 

 

 

بقیه عکس در ادامه مطلب 

عکس امیرعلی جونم هستا بیا پس خخخخخخ



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ | 0:13 | نویسنده : hamid |

شب برفی





آسمان پیدا نیست
مینشیند برف آهسته و آرام بر اندام زمین
و سکوتی سنگین کوچه را پوشانده.
باد هم خوابیده
مثل مردم و هیاهوی زمین
همه چیز آرام است
و پسر بچه ای از آن بالا
از پس پنجره بر جامه ی برفی زمین می نگرد
شاید او هم تنها ست...
کوچه انگار که بی پایان است
من دلم می خواهد
گام بردارم به سوی انتها
باز هم دلم گرفته انگار
دوست دارم این شب و سرما را
دوست دارم غربت دیرینه ی یک شب برفی و پر از احساس را
و مرا تا اوج غربت می رساند این سکوت سرد و سنگین شب برفی.
چه زیبا و دل انگیز است
صدای ناله های برف زیر گام های من.
همچنان رو به سیاهی می روم
به کجا خواهم رسید؟
رد پایم مانده روی تن برفی زمین.
همچنان آهسته
می روم رو به سکوت
و به خود می گويم
که چه تنها هستم...

 

                       شاعر: علی طاوسی




سلام دوستانم خوبین همگی؟

وای بچه ها امشب داره برف می باره

خیلی خوشحالمممممممم آخه خیلی وقته برف نیومده طرف ما

الان نزدیک به 5 ساله برف ندیدم خوب حق بدین خوشحال باشم





عشق یعنی آن نخستین حرف ها

عشق یعنی در میان برف ها

عشق یعنی یاد آن روز نخست

عشق یعنی هر چه در آن یاد توست





در این شب برفی برای همه شما آرزو دارم

با بارش هر دونه برف زمستونی یه غم از رو دلتون کم بشه




تاريخ : جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ | 23:45 | نویسنده : hamid |

چه زیباست





چه زیباست که در اندیشه ‌مان
دوست داشتن‌ است
چه شادی ‌بخش است
وقتی نگاه ‌مان می‌ خندد.
چه مست می‌شود این دنیا آنگاه که
دلمان پر از امید به فردایی روشن است.
من می‌ دانم
از همین صبح زیبا
از این گنجشکانی که رقصان آواز می‌ خوانند
از این صدای گذر آب در نهر کوچک زندگیمان می‌دانم
آری، امروز روز خوبی‌ ست
بی‌ شک معجزه‌ای در راه است




تاريخ : جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ | 22:31 | نویسنده : hamid |

دریا





می دانم نمی شود معنا کرد ...
زندگی زیباست اگرچه سخت است
جاده ای است هموار اگرچه پر پیچ و خم است
دفتری است کوچک اگر چه پر معناست
آسمانی است آبی اگر چه گاهی بارانی
خاطراتش زیباست اگر چه پر معماست
و

در آخر ...

دریایی است طوفانی که ساحلش آرام و قرار ندارد




تاريخ : جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ | 22:15 | نویسنده : hamid |

چند سطر واقعیت





اگه از کیفیت کسی که روش زوم کردیم راضی نیستیم

قبل از متاسف شدن واسه اون
یه کوچولو هم به فکر ارتقای لنزهای خودمون باشیم ...






ﺑـَﻌﻀـﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﺎ ﻋﯿﻦ ﺑـﺎﺭﻭﻥ ﻣـﯽ ﻣـﻮﻧﻦ
ﺍﻭﻟﺶ ﮐـﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻬﺖ ﻃﺮﺍﻭﺕ ﻣﯿﺪﻥ ﺷﺎﺩﯼ ﻣﯿﺪﻥ
ﻭﻟﯽ ﺁﺧﺮﺵ
ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﻮ ﺑﺎ ﮔِﻞ ﻭ ﺷﻞ ﯾﮑﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﯿﺮﻥ
ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺁﺩﻣﺎﯼ بارون ﺻﻔﺖ ﺑﺎﺵ
ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺁﺧﺮﺵ ﮔِﻞ ﺑﺸﯽ …!








ﻫﻤﻪ ﺧﺮﺍﺑﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ !
ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻻﻑ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ و ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺧﻼﻗﯿﻢ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻕ !
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍهی های ﻣﺎ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
عشق ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺩﺍ
ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
ﻣﺎ ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ 







بعضی وقت ها دوست دارم 
وقتی بغضم میگیره خدا بیاد پایین اشکامو پاک کنه !
دستمو بگیره بگه: آدما اذیتت می کنن؟!
بیا بریم پیش خودم...




تاريخ : چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ | 21:58 | نویسنده : hamid |

یه کم تنوع 2






دختره توی فیسبوک نوشته:  

انقدربدم میاد ازپسرهایی که واسه علافی میان فیس بوک!!!   

انگارخودش تو پروفایلش اورانیوم غنی می کنه!!! 





تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره..

بهش گفتم ببخشید خانم... 

گفت: درد ببخشید، زهر مار ببخشید 

آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه 

منم هیچی نگفتم وقتی بلند شد بره با مغز اومد تو زمین  

خدا شاهده میخواستم بگم بند کفشت بازه 





مادرم میگه دیشب چه زود خوابیدی 

گفتم بی خوابی سلول های مغز رو پیر میکنه 

برگشته میگه تو مگه مغزم داری!!؟  

با پدر مادراتون صحبت کنید داداش ناتنی نمی خواین؟  





شهرام شبپره میگه: خعلي خشكله يارم , همينه مشكل كارم 
مومن آخه اينم مشكله ؟ تا باشه ازين مشكلا... 
مرتيكه مرفه بي درد اصن نميدونه مشكل به چي ميگن 





بابام میگه: 

اگه کنترل مملکتو میدادن دست من،یه کاری میکردم

یه شبه گلستون بشه! 

یکی نی بگه آخه پدر من شما کنترل تلویزیون دستته

دهن مارو صاف کردی . کنترل مملکت رو میخای چی کار؟؟؟؟ 

والاااا  





لعنت به جواب های دندون شکنی که یه ربع بعد دعوا یاد آدم میاد 

لامصب سوزشش از حرفایی که طرف بهت زده بیشتره  





از96 ماهی شما 55 تا غرق شد چند تا ماهی دارین؟ 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بله؟؟ مشغول جمع و منها بودی؟ 

تقصیر این مدرسه هاس که عمر شمارو به فنا داده اند 

تا حالا شنیدی ک ماهی غرق شه؟  

حتما الان دانشجو هم هستی!!!  




تاريخ : چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ | 14:21 | نویسنده : hamid |

چه کار می کنی؟








تاريخ : چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ | 14:16 | نویسنده : hamid |

دلگیرم






دلگیرم

از آدم های بی مهر و سنگ دل

از آنها که نامردن...

دلگیرم از این حسرتی که در دل ها می مونه

دلگیرم از خودم

که بلندای دلم را

به پستی این آدم ها بسته بودم...

دلگیرم از تکراری ایام

حتی از دل خسته ی خود دلگیرم...

دلگیرم از سادگی بیش از حد خود

از این اعتماد پوچ و تهی

از این دریای بی ماهی...

دلگیرم از قلب های سرد و سخت

دلگیرم از چشم هایم

که باور کرد دروغ های تو را...

دلگیرم از همه خاطره ها

کاش نبود خاطره ای

از پاک کردن این خاطره ها دلگیرم...

دلگیرم از تو

تو که رویای من نیز نبودی

دلگیرم از خودم که می گفتمت رویام...

دلگیرم و خسته

از احساس های رنگارنگ

از رنگ های خیالی

از خیال های بیهوده...

اما در این همه دلگیری

فقط امید دارم به خورشید خودم

روشنی بخش زندگی ام

گل همیشه بهارم




تاريخ : دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ | 22:18 | نویسنده : hamid |

حس بد





چند وقته یه حس بدی دارم


      شاید کم کم دارم رفع زحمت می کنم



نمی دونم چرا این جوری شدم


     اگه دیگه نشد بیام حلالم کنید دوستانم 




نگران من نباشید مواظب خودتون باشید


حمید 


.  


.


.


همیشه رفتن بهترین نیست

گاهی میان رفتن و ماندن هیچ فرقی نیست

چه قهر باشیم یا آشتی

اصل این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند...

منو ببخشید که سه روز نشد بیام

حالم بد بود

اما الان خوبم

ممنونم از شما دوستان خوبم که بهم سر میزدید

و نگرانم بودید

خواستم این پست رو حذف کنم

اما به خاطر نظرهایی که گذاشتین دلم نیومد حذفش کنم

بازم تشکر میکنم از شما و شرمنده ام

حمید



تاريخ : شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ | 2:48 | نویسنده : hamid |

یه کم تنوع





دختره تازه فوقِ دیپلمش رو تو رشته پرورش تخم پرندگان اهلی از دانشکده غیرانتفاعی و غیر حضوری علمی کاربردی تو قریه ی مسلم آباد از توابع یاقوت شهر سفلی مَمَسنی به زور سه ترم مشروطی و دو جلسه تشکیل شورا و نامه از امام جماعت مسجدشون گرفته (اووووووووووووووف نفسم گرفت)

اونوقت برگشته میگه: از این مملکت باید رفت...

سقف اینجا واسه من کوتاس... 


خوب عزیزم کیلیپس رو بردار 





مراقب سرجلسه امتحان اومده میگه کارت ورود به جلسه؟

گفتم اصلا به من میخوره درسخون باشم بیام جای کسی امتحان بدم؟

گفت خداییش نه...

ول کرد رفت 





برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن

من بچه بودم یادمه 3ماه گریه کردم واسم یه شمشیر پلاستیکی خریدن...

آخرشم با همون منو میزدن 





مورد داشتیم دختره میخواسته لپ تاپ رو خاموش کنه...

رفته از پریز کشیده بیرون...

دیده خاموش نشده رفته فیوزو قطع کرده!





تحقیقات نشون داده که هر دختر ایرانی در طول عمرش حداقل یک بار این اس ام اس رو فرستاده:

 .ok  mese inke saret khyli shulughe

 mozahem nemisham

 bye

جون من دروغ میگم؟   





ﻃﺮﻑ ﺗﻮ ﺁﻫﻨﮕﺶ ﻣﯿﮕﻪ:

.

.

.

.

.

.

ﭼﺮﺍ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻣﯿﺘﺎﺑﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﭽﺮﺧﻪ ﺯﻣﯿﻦ 

ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﭼﺮﺍ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮ ﻫﻤﯿﻦ... 

 

ﺧﺐ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻣﮕﻪ ﺑﺎ ﮔﺎﻟﯿﻠﻪ ﻭ ﻧﯿﻮﺗـــﻮﻥ ﻃﺮﻓﯽ  





یکی بهم مسیج داد گفت: عاشقتم...

.

.

.

.

.

.

.

.

گفتم: منم همینطور  

گفت: جدی؟ توام عاشق منی؟  

گفتم: نه دیگه! الان جفتمون عاشق منیم  





تاريخ : جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ | 22:35 | نویسنده : hamid |

یادتان باشد






یادتان باشد

همه ی قراردادها را روی

کاغذهای بی جان نمی نویسند...

بعضی عهدها را

روی قلب های هم می نویسیم...

حواست به این عهدهای غیر کاغذی باشد...

شکستنشان

یک آدم را می شکند...




تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ | 23:30 | نویسنده : hamid |

روز آشنایی




سایه دستانت

در رویایم

بر روی پیانوی عشقمان دوخته شده 

می نوازد 

از روز آشنایی

از فاصله ها و فرسخ های که بین ماست

اما این فاصله در دل ما اندک

از اندوخته ها و توشه هایمان

از این عشق جاوید در دلهایمان

از خاطرات بینمان

می نوازد ومن فقط روز آشنایی را دوباره مرور می کنم

روزی که من در فراز بودم

و تو غریبه ای بودی که زود آشنا شدی

زودتر از آن چه که فکر کنی

من با یک نظر عاشقت شدم...

آن روز زمستانی

که با وجود تو بهار شد

همیشه در یاد من است

من را از غم و تنهایی

رهاندی

و همه ی امیدم شدی




تاريخ : سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ | 22:24 | نویسنده : hamid |

عاشقانه






شبی در انتظار عاشقانه

میان غربت تنهای خانه

باز من و دلواپسی های شبانه

می سوزم و می سازم با زمانه...

اما ای کاش بیایی خورشید من

در این شبی که باز

 منتظر حضورت هستم

بیا تا بخوانم

قصه های عاشقانه

بسازیم چتری از برگ گل یاس

بگیریم دست هم را عاشقانه

برقصیم زیر باران با ترانه...

و چه عاشقانه است

 قدم زدن در سرزمین عشق

دست در دست هم

 به سوی آشیانه

همواره با حرف های عاشقانه

خنده های عاشقانه

و من چه عاشقانه برای داشتن تو می گریم...

آخر مرا میکشد

 این نگاه عاشقانه...

عاشقانه دوستت دارم

عاشقانه تو را در قلب خود دارم

عاشقانه تو را اندازه دنیا دوست دارم

همه امیدم تویی خورشید من

پس عاشقانه دوستت دارم...





تاريخ : جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ | 23:52 | نویسنده : hamid |

امشب





امشب باز خواب از چشمانم ربوده شده

امشب می خواستم که تو باشی پیشم

ای خورشید من

کاش بودی امشب

اره امشب

تا تو که خورشید منی

شب سیاهم را به روزی روشن تبدیل کنی

کاش بودی امشب

ای خورشید زیبا

ای بهترین گل در جهان

تو قششنگ ترین فصل زندگانی منی

تو زیباترین نقش روزگارمی

کاش امشب بودی

مثل شب های قبل

باز ندارمت امشب

اما به امید فردایی سپید با تو

باز منتظرت می مانم 





تاريخ : جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ | 0:17 | نویسنده : hamid |

زمستان غم





زمستان است

و دلم در حسرت برف

زمستان است و من

غمگین تر از آدم برفی در انتظار برف

چندمین زمستان است

که خاطراتت مثل برف

بر روی سرم می ریزند

من دلم برف می خواهد

در انتظار برفی ترین

خاطراتمان یخ زدم

من با یک دنیا زمستان

با یک دنیا سردی

یک دنیا مه

تنها شدم

تو کجایی

من در انتظار سوز نگاهت

یخ زدم

 


                           شاعر: قاسم محمودی



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ | 12:16 | نویسنده : hamid |

دستهایم




دستهایم را محکمتر بگیر

من هنوز هم نمیخواهم

تو را...

به دست خاطرات بسپارم...





تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ | 1:46 | نویسنده : hamid |

دل تنگ




دلت تنگ یک نفر که باشد

تمام تلاشت را هم بکنی تا خوش بگذرد

و لحظه ای فراموشش کنی

فایده ندارد...

تو دلت تنگ است

دلت برای همان یک نفر تنگ است

تا نیاید... تا نباشد...

هیچ چیز درست نمی شود





تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ | 1:29 | نویسنده : hamid |

دیکته هایمان




دیکته هایمان پر از غلط است

ولی نگران نباش

خودش گفته قبل از نمره دادن...

اگر پشیمان شوی

غلطهایت را پاک می کنم





تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ | 1:26 | نویسنده : hamid |

ساده می گویم عزیزم







ساده می گویم عزیزم، دل بریدن ساده نیست

                        چشم های مهربانش را ندیدن ساده نیست

 

از زمان رفتنش خورشید را گم کرده ام

                       ناله ی ابر را هر شب شنیدن ساده نیست




تاريخ : جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ | 21:24 | نویسنده : hamid |

زندگی عشق است






زندگی عشق است و یک افسانه نیست

                      آن که عشق را آفرید دیوانه نیست

 

عشق آن نیست که کنارش باشی

                      عشق آن است که به یادش باشی



همیشه به یادتم عزیزم... 



تاريخ : جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ | 21:13 | نویسنده : hamid |

سراغ من






به سراغ من اگر می آیید...

نرم و آهسته بیایید...

تا مبادا...

ترک بردارد چینی نازک تنهایی من




تاريخ : جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ | 21:9 | نویسنده : hamid |

عشق واقعی





تاريخ : جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ | 12:18 | نویسنده : hamid |

عشق یعنی...



عشق یعنی ...

حتی اگه...

بدونی نمیخوادت...

بدونی دوست نداره...

بدونی نمیشه...

اما نتونی ترکش کنی...

نه خودشو...

نه فکرشو...




تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ | 12:53 | نویسنده : hamid |

آخرین روز







 این آخرین روز منه 

یه روز سرد پاییزی

و آخرین روز پاییزه

و این تقارن رو به فال نیک می گیرم

شاید زمستان 

شاید سرمایش 

بتواند آرامش بخش تر از پاییز باشد

شاید این همزمانی روز آخرم با روز آخر پاییز نشانه ای باشد

شاید هم نه همش توهمی از ذهنم 

ولی دل خوش کردن به این خیال 

چندان هم بد نیست 

یلدا آمد

بزرگ ترین شب سال

بهترین یلدا را براتون آرزو می کنم

زمستان می آید

با کلی سوز و سرما

مواظب خودتون باشید

منم مواظب هستم

دلم برا تک تک شماها تنگ میشه

خیلی زود میام

شاید نبودنم رو حس نکنید

اما من دور بودن از شما ها رو از الان حس می کنم

امیدوارم همتون موفق و پیروز باشید

به امید دیدار...

 




تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ | 11:36 | نویسنده : hamid |

آمدی



 


آمدی خوش آمدی

چشم به راهت بودم

خوش آمدی

خسته از دنیا بودم

خوش آمدی

دل زده از روزها بودم

خوش آمدی...

اما یادت هست ؟؟

آن شبی که رفتی

قلب مرا با خود بردی و رفتی

مرا به نیستی کشاندی و رفتی

چقدر التماس کردم

خواندم تو را اما باز رفتی

گفتی هرگز نمیایی سراغم و رفتی

قلبم را سوزاندی و رفتی

گل امیدم را پژمردی و رفتی

اما حالا آمدی

ای جانم چه خوش آمدی

آمدی تا همه وجودم و سبز کنی

پر از روح کنی

شور کنی

شوق کنی

شکوه کنی

عشق کنی

آمدی جانم به قربانت

خوش آمدی

من باز بوسیدمت

و محبت را در سرخی گونه هات یافتم

ای وای من، تو باز سرخ شدی !!؟؟

وقتی آمدی خنده بر لب داشتی

من با چشم های ترم منتظر دیدن تو

اشک هایی ریختم از شوق دیدن تو

آمدی جانم به قربانت

چشمم را روشن کردی

دلم را شاد کردی

از غصه آزادم کردی

دل نگرانیم را تمام کردی

عزیزم

تو آمدی

و آمدنت پرده ی تنهاییم را پاره کرد

صدای دلنواز تو

همه بیچاره گی های من را چاره کرد

بی تو بودن

پایان تمام زندگیم بود

حال که آمدی

تمام زندگیم از با تو بودن پر می شود

تمام زندگیم از عشق تو سرشار می شود

حال که آمدی

بمان برای همیشه

و عطر امید را بر زندگیم بپاش

 



تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ | 11:5 | نویسنده : hamid |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.