یاس کبود
گل یاسم تویی نغمه ی سازم تویی *** توی گلدون دل محرم رازم تویی
 

 

 

این روز ها هوای عاشقی دارم

چه حس خوبیست

شبیه حس پرواز

پرواز در آسمان نیلی...

امشب هوای عاشقیت زده به سرم

گویی در جهان دیگری هستم

هوای عاشقی رو هوای دلتنگیت با خودش عجین کرده

چقدر دلتنگت هستم

هوای من بی تو چقدر سخت میگذره این ساعت...

چه هواییست هوای عاشقی

دلم هوای تو کرده

هوای نگاهت

نگاه کردن به چشمهایت

چقدر عالیست این روزا

دلم هوای تو کرده

هوای راه رفتن با تو

هوای گرفتن شانه ات همگام قدم زدن با تو

و فشردن آن

و گرفتن دست هایت

دلم هوای تو کرده

هوای بغل کردنت

چسباندنت به سینه ام

هوای بوسیدن صورت ماهت

نوازش موهایت...

تو بگو چگونه بی تو بگذرونم لحظه ها

دنیای بی تو منو آواره می کنه

هوای من دل عاشقم بی تاب بی تابت شده دوباره

هوای من امشب هم مثل همه ی شب ها

هوای تو را کرده ام

هوای امیدم را

ای حس خوب دوست داشتنی من...

 

 

                                                              حمید

[ جمعه بیست و یکم شهریور 1393 ] [ 23:17 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

 

من این جا دنیایم را

نقاشی می کنم

خانه ای خواهم ساخت

از گِل، که بوی نم خاکش

همیشه در فضای خانه ی مان

حس می شود...

در حیاط خانه ی کوچکمان

باغچه ای داریم پر ز گُل

گُل های قشنگ

که در آن گُل ها

خودنمایی می کند گُل یاس

چه عطر و بویی دارد...

می کشم درختی

به بلندای آسمان

همیشه زیر سایه اش

می نشینم دست در دست

نگاه می کنم عشق را در چشمانت...

زیر سقف خانه ی نقاشیم

درآغوش کشیدن تو

آزاد است...

اما

کاش این قدر

در اسارت فاصله ها نبودیم...

 

 

 

 

                                                                       حمید

 

 

 

فاصله ها

هیچ وقت دوست داشتن

را کمرنگ نمی کنند

بلکه دلتنگی را بیشتر می کنند...

 

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:18 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

عاشق که میشوی
همه چیز شدن اسان است
عاشقانه باران میشوم
خیس می شوی
غرق در من می شوی.

از من که سرد شدی
روی زمین تکه چوبی میشوم
مرا در آتشت می اندازی
عاشقانه میسوزم
گرمایم به تمام تنت میچسبد
انگار از شرم اغوشم
گونه هایت سرخاب میگیرد.

از اتشم که داغ شدی
کاش فنجانی چای شوم
عاشقانه بر لبت نشینم
و تو تا تمام شدنم
غرق در لذت شوی.
وبعد...
اه
کاش بستری شوم برای خوابیدنت
عاشقانه در برت گیرم
در من ارام گیری
و من...
اه اندوه وارم را میشنوی؟
وقتی شبی تا صبح فقط تو را می نگرم؟
فقط تو را می نگرم.

جان من
عاشق شدن اسان است
عاشقانه ماندن...
دنیای بی رحمیست.

 

                                        نازنین برزگری

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 12:1 ] [ hamid ] [ ]
 

 

اگر مرا دوست نداشته باشی دراز میکشم و میمیرم

مرگ نه سفری بی بازگشت است

و نه ناگهان محو شدن ...

مرگ دوست نداشتن توست ...

 

 

وای خدا چقدر امروز عصری احساس تنهایی کردم  

 

[ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 ] [ 20:54 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

 

 

قاصدک شعر مرا از بر کن
برو آن گوشه باغ، سمت آن نرگس سبز
و بخوان دلنوشته ام را در گوشش و بگو باور کن،  
یک نفر یاد تو را، لحظه ای از یاد نخواهد برد...

 

 

به نام یگانه ی هستی بخش
آری هر آمدنی، رفتنی در پیش دارد...

هر چند سلام سر آغاز دردناک خداحافظی هست. ولی بذارید این خداحافظی به امید درپیش بودن سلامی نو باشه.

اول پیشاپیش عید سعید فطر رو به همه تبریک میگم.

راستش دیگه دلیلی برا موندن ندارم و باید برم شاید یه بار دیگه برگشتم شاید هم اصلا نیومدم به هر حال فعلا باید خداحافظی کنم.

اگر چه حلالیت طلبیدن، نباید محدود به زمان خاصی باشه ولی خوب، معمولاً فرصت‌هایی مانند خداحافظی موجب تذکر آدمی هست. پس از همه شما دوستان خوبم میخوام حلالم کنید.

همگی شما عزیزان را به خداوند بزرگ و متعال می سپارم مواظب خودتون باشید و آرزوی شادکامی و بهروزی تمامی شما را از خداوند منان دارم.

 

 

                                                                                                                                                    حمید

 

 

[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ 1:53 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

 

ابروهای همچون کمانت، تیر عشق را چنان بر قلبم فرو برده که جای این زخم مداوا شدنی نیست.
قانون جاذبه را بهم ریخته ای با چشمانت، نگاهت را از دلی که قوت نفس هایش به دیدگان تو گره خورده است نگیر.
لبخندت همچون خورشید و لبانت چون ناب ترین شهد، دل می برد از هر کسی...
من در کنج تنهایی خویش، دیوانه وار تورا دوست دارم، تو از حال این دل با خبری
شعرهایم را همیشه از چشمان تو می دزدم و ترانه های دلتنگی سر می دهم...
تو سرسری عبور نکن از این عاشقانه ها...
آنگاه که خنده هایت را با دیگری قسمت کنی، آرام آرام جان می دهم در عبور تلخ این ثانیه ها
ساده از من عبور نکن...

 

تب این عشق درمان ندارد ...

 

                حمید

[ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 ] [ 18:53 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

 

 

آرامش یعنی، نشستن در جاده ی منتهی به دشت سر سبز بهاری و نگریستن به غروب دل انگیز خورشید به ضمیمه یک فنجان چای و یک موسیقی دلنشین و نوازش دلبرانه نسیم که آرام بر گونه هایت بوسه می زند و فکر کردن به یه نفر خاص که همه ی دنیات رو شکل داده...

[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 14:27 ] [ hamid ] [ ]







تولد حضرت علی(ع) و روز پدر و مرد بر همگان مبارک باد

عیدتون مبارک همه دوستای گلم






              پدرم

 


پدرم وقتی رفت

عصر تیر ماه هشتاد بود...

شب شد

شب وحشتناک

بادی سرد

باران بی تابی می کرد

خبری رسید

خبر فوت پدر

رفت خورشید خانه ی ما

با یک تصادف به این آسانی

روزهایمان دیگر

همه یکسره تاریک...

پدرم وقتی رفت

عطر گل ها هم رفت

خانه پر شد از سکوت

لبخند وشادی هم رفت...

پدرم وقتی رفت

همه چیز را با خود برد

جز غم هجرانش

که من را با خود خورد...

پدرم وقتی رفت

نوجوانی بودم

فردای آن روز

پیر شدم

کمر شکسته

خارج از مرز جوانی بودم...




به خدا قدر پدرو مادراتون رو بدونید پدر ومادر خیلی عزیزه وقتی از دستشون بدید می فهمید چه بلایی سرتون اومده. خیلی متوجه پدر ومادراتون باشید واذیتشون نکنید الان من 13 ساله بابامو از دست دادم و هنوز باور ندارم که بابامو از دست دادم. بزارید راحت بگم وقتی از دستشون بدید زندگی بهتون حروم میشه پس شمایی که دارید قدرشونو بدونید تا مثل من افسوس دیدن یک لحظه پدر رو حتی در خواب نخورید...


 

                                              حمید







یک گوشه ازقلبم هست که همیشه فقط برای بابام میمونه ، همون جایی که خاطرات کودکی ام هنوز زنده اند حتی وقتی بزرگ میشم




[ دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 ] [ 23:55 ] [ hamid ] [ ]



 


دلم یه نیمکت میخواد نه هر نیمکتی...

نیمکت خودمون رو میخواد.

که بشینم روش و ساعت ها به روبه رو خیره بشم...

و غرق شم در افکارم

نه نه غرق شدن در افکارم!!!

فعلا حسش نیست، حس فکر و خیال

دلم چی میخواد ای خداااااااااا؟؟؟!!!

آهان درسته همینه

دلم بی فکری میخواد، بیخیالی...

دلم میخواد به هیچی فکر نکنم حتی خودم

دلم میخواد ذهنمو خالی کنم از همه چی

وای که چه سخته خالی شدن...

اما میخوام خالی شم به هیچی فکر نکنم

شاید آروم شم از این حس گنگ و تهی

قلبم خیلی پره

میخوام خالی شه میخوام سبک شه...

دیگه ادامه نمیدم حرف هامو.


واژه ها

چه بی صدا درون حنجره

اسیر پنجه ی سکوت می شوند...






آسمان




آسمان دلگیر است

دل من هم مثل او گرفته است

چشم هایم خیس است

آسمان می بارد

هر کجا می نگرم درمیان باران

گل سرخی پر پر شده در این طوفان

همه جا پر شده از رنگ سیاه

پر شده است غصه و آه...

آسمان می نالد

دل تنگی دارد

چشم هایش خیس است

سینه اش غم دارد

غم و ماتم دارد

که چرا یار از او دور شده است ...

آسمان غمگین است

دلش از دست خودش هم سیر است

آسمان تنها است

آسمان میبارد، می گرید

که مگر قطره ای از گریه ی او

بوسه ای باشد و بر گونه ی یار

جاری شود از صورت او


                                                         حمید

 





 سلام به همه دوستانم

تا اطلاع بعدی آپ نمیکنم

شرمنده که نمیام کامنت بذارم براتون

فعلا همه ی شما عزیزان رو به خدا میسپرم

تا فرصت بهتر که میام پیشتون

انشاا... با روحیه ی بهتر و سرحال تر

مواظب خودتون باشید

به امید دیدار



[ چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 ] [ 12:12 ] [ hamid ] [ ]


میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر و زن بر همگان مبارک باد.








روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!

روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو، دلواپسی!

روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری!

روز مادر یعنی بهانه  بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد

 روز مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود

 روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گفتن....       


مادرم روزت مبارک







مادر بودن یک کار تمام وقت است و شغلی است که بالاترین حقوق را دارد
و پرداخت به او فقط در قالب عشق و علاقه است


 


[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 0:19 ] [ hamid ] [ ]
درباره وبلاگ



خدا در مکان های دو از انتظار
به دست افرادی دور از انتظار
و در مواقعی تصور ناپذیر
معجزات خود را به انجام می رساند ...
برای آن مهربان ِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد...
همیشه ، همیشه و همیشه امیدی هست...

.

زندگی یك مسابقه و رقابت نیست پس دلیلی هم برای مقایسه خودت با دیگران وجود ندارد.

.

روي هر پله اي كه ايستاده باشي ، خدا يك پله بالاتر از توست . نه بخاطر اينكه خداست...بخاطر اينكه ميخواد دستت رو بگيره

.

باران رحمت خدا هميشه مي بارد
تقصير ماست كه كاسه هايمان را برعكس گرفته ايم

.

تو در هوای تمام شعرهایم
جا مانده ای!
خودت را که میگیری از بیت هایم،
هوای جملاتم ابری میشود…
با من بمان، تا پاییز شعرهایم
با تو اردیبهشت شود…

.

گاهـــی …
میان وسعــــــــت دستان خالیـــم
حس می کنــم …
تمــــــــام دار و ندارم نگـاه توســـت….

.

دستانت را ، در برابرم مشت می کنی …
می پرسی: گل یا پوچ؟
در دلــم مـی گـویـم: فـقـــط دســتانـت …

.

مـی دانـم !
تـو کـه بـاشـی
یـک ریـز شـعـر مـی گـویـم
مـن از چـشـم هـای تـو
شـعـرهـایـم را کِـش مـی روم


لینک دوستان
امکانات وب


کد کج شدن تصاوير



کد ساعت فلش