یاس کبود
گل یاسم تویی نغمه ی سازم تویی *** توی گلدون دل محرم رازم تویی
 

 


 

 

 

پدرم
جام نگاهت
در جاري وجودم
شرري ناپيدا
نوازش لبانت
بغض نفسم را ترانه مي كند
در نازك خيالم
بوسه زدم دستان ، هنوز
تاول زده ي زخمي كار
و بي صدا گريه كردم تورا...

 

 

به مناسبت روز پدر


دل نوشته اي تقديم به پدرم كه سالياني ست تا ابد خفته است

و درود بر همه پدران این سرزمین

میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر مبارک  

 

 

[ پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 21:38 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

 

 

دست هایت را که بلند می کنی
آسمان به هیجان می افتد
چقدرشبیه فرشته هایی مادر
با گرمی نفس هایت
راه می روم
می خندم
نباشی
قدم هایم می لرزد
وخانه ام تاریک می شود

 

 

 

 

مامانِ عزیزم...هیچ موقع واسهِ خودت زندگی نکردی...
همیشه غصهِ مارو خوردی..همیشه از ارزوهات گذشتی واسه اینکه ما به ارزوهامون برسیم...
شرمندتیم مادر...
همین...

روزت مبارک عشقِ دوست داشتنیِ من...
سلامتیتو ارزو میکنم. و عاقبت بخیریتو
ان شاالله

 

[ جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:35 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

درود بر دوستان عزیز و مهربانم

امیدوارم هرجا که هستید روزگار بر وفق مراد دل و روزهاتون شاد و لباتون خندون باشه
باز دوباره، پایانی از راه رسید و شروعی تازه آغاز شد،
پایانی که خاطرات و روزهای زندگیمان را رقم زد،
روزهایی که گاهی شاده شاد و گاهی خسته تر از هرچه که هست
ولی با تمام این احوال، زندگی همیشه جاریست و به ثبت وقایع و نقش هایی می پردازد که از خود به یادگار می گذاریم
همانطور که رسیدن سال نو به ما نوید شروعی تازه و نو شدن را می دهد، گذشت غیر قابل بازگشت زمان را هم به ما متذکر می شود و این یعنی
روزهای تلخ و شیرین هر چقدر خوب و سخت بگذرد بازهم همیشگی نیست و نمی ماند 
پس غصه ها را از دلت بیرون بریز برای نو شدن و دلخوری ها را فراموش کن برای روزهای غیرماندگار این دنیا، چرا که هیچ چیز جز خوبی از انسان ها به یادگار نمی ماند
 

« فرا رسیدن بهار طبیعت بر شما عزیزان مبارک »

 

 

  

[ جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 18:10 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

 

 

تنها که میشم

غصه ها مهمونه

ناخونده میشن

کنار پنجره

با گریه آشناترم

اینجا کسی برای من

جز چشمای ترم

با من همدم نمیشه

سهم من از عاشق شدن

جز انتظار برای من

پشت شیشه ی نگاه

تا که بیایی؛ کنی نگاه

به صورت خسته ی من

تا که جلا گیره دلم

سهم من از عاشق شدن

جز انتظار برای من

راه نرفته ای نبود

 

 

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:28 ] [ hamid ] [ ]
 

 

آدمها ...

وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان

هدیه بخرند ولی پول ندارند ...

وقتی که بزرگتر می شوند، پول دارند

ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند ...

وقتی که پیر می شوند، پول دارند

وقت هم دارند، ولی مادر ندارند ...

 

 

 

 

 

 

مادر ای شمع شبای تار من

مادر ای بیداری فردای من

مادر ای عطر گل گلهای سرخ

گل لاله گل مریم گل رز

مادر ای امید قلب تار من

مادر ای روشنگر فردای من

تو همونی که خدایم گفته است

که بهشتم زیرپای مادر است

 


بمان مادر بمان تا ابد وبرای همیشه

 

 

 

 

 

به سلامتیه همه مامانایی که هر وقت صداشون می کنیم میگن : جانم

و هر وقت صدامون میکنن ، میگیم: چیه ؟ ها . . . ؟

 

 

 

[ دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:11 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

این روز ها هوای عاشقی دارم

چه حس خوبیست

شبیه حس پرواز

پرواز در آسمان نیلی...

امشب هوای عاشقیت زده به سرم

گویی در جهان دیگری هستم

هوای عاشقی رو هوای دلتنگیت با خودش عجین کرده

چقدر دلتنگت هستم

هوای من بی تو چقدر سخت میگذره این ساعت...

چه هواییست هوای عاشقی

دلم هوای تو کرده

هوای نگاهت

نگاه کردن به چشمهایت

چقدر عالیست این روزا

دلم هوای تو کرده

هوای راه رفتن با تو

هوای گرفتن شانه ات همگام قدم زدن با تو

و فشردن آن

و گرفتن دست هایت

دلم هوای تو کرده

هوای بغل کردنت

چسباندنت به سینه ام

هوای بوسیدن صورت ماهت

نوازش موهایت...

تو بگو چگونه بی تو بگذرونم لحظه ها

دنیای بی تو منو آواره می کنه

هوای من دل عاشقم بی تاب بی تابت شده دوباره

هوای من امشب هم مثل همه ی شب ها

هوای تو را کرده ام

هوای امیدم را

ای حس خوب دوست داشتنی من...

 

 

                                                              حمید

[ جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 23:17 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

 

من این جا دنیایم را

نقاشی می کنم

خانه ای خواهم ساخت

از گِل، که بوی نم خاکش

همیشه در فضای خانه ی مان

حس می شود...

در حیاط خانه ی کوچکمان

باغچه ای داریم پر ز گُل

گُل های قشنگ

که در آن گُل ها

خودنمایی می کند گُل یاس

چه عطر و بویی دارد...

می کشم درختی

به بلندای آسمان

همیشه زیر سایه اش

می نشینم دست در دست

نگاه می کنم عشق را در چشمانت...

زیر سقف خانه ی نقاشیم

درآغوش کشیدن تو

آزاد است...

اما

کاش این قدر

در اسارت فاصله ها نبودیم...

 

 

 

 

                                                                       حمید

 

 

 

فاصله ها

هیچ وقت دوست داشتن

را کمرنگ نمی کنند

بلکه دلتنگی را بیشتر می کنند...

 

[ شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 23:18 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

عاشق که میشوی
همه چیز شدن اسان است
عاشقانه باران میشوم
خیس می شوی
غرق در من می شوی.

از من که سرد شدی
روی زمین تکه چوبی میشوم
مرا در آتشت می اندازی
عاشقانه میسوزم
گرمایم به تمام تنت میچسبد
انگار از شرم اغوشم
گونه هایت سرخاب میگیرد.

از اتشم که داغ شدی
کاش فنجانی چای شوم
عاشقانه بر لبت نشینم
و تو تا تمام شدنم
غرق در لذت شوی.
وبعد...
اه
کاش بستری شوم برای خوابیدنت
عاشقانه در برت گیرم
در من ارام گیری
و من...
اه اندوه وارم را میشنوی؟
وقتی شبی تا صبح فقط تو را می نگرم؟
فقط تو را می نگرم.

جان من
عاشق شدن اسان است
عاشقانه ماندن...
دنیای بی رحمیست.

 

                                        نازنین برزگری

[ شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 12:1 ] [ hamid ] [ ]
 

 

اگر مرا دوست نداشته باشی دراز میکشم و میمیرم

مرگ نه سفری بی بازگشت است

و نه ناگهان محو شدن ...

مرگ دوست نداشتن توست ...

 

 

وای خدا چقدر امروز عصری احساس تنهایی کردم  

 

[ سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۳ ] [ 20:54 ] [ hamid ] [ ]
 

 

 

 

 

قاصدک شعر مرا از بر کن
برو آن گوشه باغ، سمت آن نرگس سبز
و بخوان دلنوشته ام را در گوشش و بگو باور کن،  
یک نفر یاد تو را، لحظه ای از یاد نخواهد برد...

 

 

به نام یگانه ی هستی بخش
آری هر آمدنی، رفتنی در پیش دارد...

هر چند سلام سر آغاز دردناک خداحافظی هست. ولی بذارید این خداحافظی به امید درپیش بودن سلامی نو باشه.

اول پیشاپیش عید سعید فطر رو به همه تبریک میگم.

راستش دیگه دلیلی برا موندن ندارم و باید برم شاید یه بار دیگه برگشتم شاید هم اصلا نیومدم به هر حال فعلا باید خداحافظی کنم.

اگر چه حلالیت طلبیدن، نباید محدود به زمان خاصی باشه ولی خوب، معمولاً فرصت‌هایی مانند خداحافظی موجب تذکر آدمی هست. پس از همه شما دوستان خوبم میخوام حلالم کنید.

همگی شما عزیزان را به خداوند بزرگ و متعال می سپارم مواظب خودتون باشید و آرزوی شادکامی و بهروزی تمامی شما را از خداوند منان دارم.

 

 

                                                                                                                                                    حمید

 

 

[ دوشنبه ششم مرداد ۱۳۹۳ ] [ 1:53 ] [ hamid ] [ ]
درباره وبلاگ



خدا در مکان های دو از انتظار
به دست افرادی دور از انتظار
و در مواقعی تصور ناپذیر
معجزات خود را به انجام می رساند ...
برای آن مهربان ِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد...
همیشه ، همیشه و همیشه امیدی هست...

.

زندگی یك مسابقه و رقابت نیست پس دلیلی هم برای مقایسه خودت با دیگران وجود ندارد.

.

روي هر پله اي كه ايستاده باشي ، خدا يك پله بالاتر از توست . نه بخاطر اينكه خداست...بخاطر اينكه ميخواد دستت رو بگيره

.

باران رحمت خدا هميشه مي بارد
تقصير ماست كه كاسه هايمان را برعكس گرفته ايم

.

تو در هوای تمام شعرهایم
جا مانده ای!
خودت را که میگیری از بیت هایم،
هوای جملاتم ابری میشود…
با من بمان، تا پاییز شعرهایم
با تو اردیبهشت شود…

.

گاهـــی …
میان وسعــــــــت دستان خالیـــم
حس می کنــم …
تمــــــــام دار و ندارم نگـاه توســـت….

.

دستانت را ، در برابرم مشت می کنی …
می پرسی: گل یا پوچ؟
در دلــم مـی گـویـم: فـقـــط دســتانـت …

.

مـی دانـم !
تـو کـه بـاشـی
یـک ریـز شـعـر مـی گـویـم
مـن از چـشـم هـای تـو
شـعـرهـایـم را کِـش مـی روم


لینک دوستان